پيرامون سينما |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
سه داستان
۱. بی خوابی
صدای ریل قطار همچنان با تکان های شدید همراه می شد و خواب را در پلک من می شکست . گهگاهی که قطار در ایستگاهی می ایستاد تازه متوجه خر و پف دو تن از هم کوپه ای هایم می شدم که دست کمی از صدای قطار نداشت . تنها فقط لذت کشیدن یک نخ سیگار سر کلگی برایم باقی ماند .
۲. پیراشکی داغ
لرزش دستان توان جمع کردن انگشتانم را ربوده بود . کف جمع شده در دهانم را فرو می دادم که شاید فرجی شود . بوی مطبوع مشامم را مست می کند . خیابان ها چراغانی و مغازه ها پر از زرق و برق است . همه چیز دل انگیز و زیباست ولی من لذت نمی برم . جیب خالی ؛ شکم گرسنه ؛ مغازه بی فروشنده ؛ پیراشکی داغ ؛ لذت دزدی ؛ ترس از نگهبان سر بازار .
۳. پرسه ی کبود
دوباره وقت پرسه زدن رسید . باید از خانه بیرون رفت . احتمالا یکی دو ساعت طول می کشد . بیرون دقیقا همانطور است که من دوست دارم . مردمی که نمی شناسم ؛ برف سنگین در امتداد خیابان ولی عصر ؛ سرمایی که مو را به پوست بدن راست می کند و من این احساس ناخوشایند را دوست دارم . نمی دانم اکنون مشتری مادر کیست . شاید خواربار فروش محل باشد که بابت نسیه هایی که از او گرفته ایم آمده تا تسویه حساب کند . شاید هم حسین آقا ساقی پدر باشد که همیشه با تاخیر خویش پدر را به بلای خماری دچار می کند . به هر حال روز خوبیست و من از برف لذت می برم .
| لینک | جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥ - مازيار مسعوديان |
رسانه ي قشنگ ما
شب و روز به دنبال چراغي كه نور فروزانش تاريكي مسير را مقابل ديدگانم روشن سازد هراسان مي گشتم و چيزي نمي يافتم و از فرط استيصال بر آسمان بانگ زده كه واي از اين ظلمت. ليكن خورشيد در آسمان بود و همه جا روشن ولي چه كنم كه ذهنم وادي تاريك است و ايراد از چشم صورت نيست و اين دل است كه نمي بيند و كوردلان را علاج تنها سعي و كوشش است.
مدتي است كه رسانه ي تصويري ما علاوه بر صنعت سانسور و شانتاژ به تازگي دست به توليد صنعت جديد ديگري زده كه ماحصل آن برنامه هايي چون سينما1 و صد فيلم از شبكه ي 3 شده است. در واقع كوشش براي كوبيدن دشمن بزرگ يا امپرياليسم بزرگ جهاني آن هم با فيلمها و ادبيات تصويري خودش. سينماي هاليوود كه تا ديروز سينماي مبتذل نام داشت امروز در واقع مبنا و شالوده ي بحث هاي سينماي برون مرزي را در بر گرفته و حتي در برخي جهات توسط منتقدان سينماي حرفه اي- سينما4- صد فيلم و سينماي1 ستايش نيز مي گردد. در واقع از آنجايي كه بستر باز سينماي هاليوود اين اجازه را به كارگردان و تهيه كننده مي دهد تا فیلم هایی در نقد تند به بيان ديگر ژانر اعتراض در برابر جريان آمريكايي شدن ساخته شود اين خود بهترين فرصت را براي منتقدان ما كه تا به امروز در خانه هاي خود مشغول مطالعه بودند فراهم نمود تا از پوسته و پيله ي منزل خود خارج شده و در حيطه چارچوبي معلوم و از پيش مدون، نظراتشان را با در نظر گرفتن حريمهاي مشخص و با پايبندي به اصول و قواعد نظام جمهوري اسلامي ايران ايراد نمايند. البته آنهم به شرطي كه در آخر بحث حتماً نتايجي نظير ضعف دولت ايالات متحده در برخورد با سياستهاي داخلي- تبعيض نژادي در آمريكا- بروز خصايص غير انساني در غرب و... به مخاطب ارائه و القا گردد. و اگر هم فيلم هيچ گونه ربطي به اين موضوعات نداشت مي توان جنبه هاي انتزاعي خلق كرد و آن را در ژانرهاي جديد مثل ژانر معنا گرايي كه به تازگي در مناظرات اساتيد علم و نقد اين گونه برنامه ها خلق شده بررسي كرد كه در اين موارد بحث بايد عموماً به خدا و معاد ختم شود. به هر حال در هر صورت فيلمها به نمايش عمومي گذاشته مي شود و تحليل بعد از آن هم كمك بيشتري به درك فيلم نموده و هم اين كه در واقع دشمن را با سلاح خود تضعيف نموده ايم. چه خوب و راحت مي توان با يك تير دو نشان زد. مخاطب عام هم كه تا ديروز بايد در به در دنبال اين گونه فيلمها در ميدان انقلاب ، جمهوری و باب همايون مي گشت تا بلكه بتواند به قيمت بازار سياه آن را از دست فروشان و فروشنده هاي مشروبات الكلي- پاسور و غيره تهيه كند و به عنوان فيلم پرونو از منظر گذراند، راضي است. با اين ديد سينماي هاليوود نه تنها به اندازه ي قبل بد نيست بلكه بسيار خوب است. پس چرا فاكتورهاي جذابش را در سينماي خود استفاده نكنيم مثلاً اگر جلوه هاي ويژه كامپيوتري آن را براي نشان دادن يك انفجار به شيوه هر چه هيجان آميزتر آن به كار ببنديم در واقع نه تنها مي توان به وسيله آن كباده ي نوآوري در سينماي Action را بچرخانيم بلكه مي توان با استفاده از آن در ژانر دفاع مقدس رنگ و بوي كاملاً بومي و ملي به آن بدهيم و صد البته به همين منوال در انتخاب سوپراستارهاي چهره نيز مي توان كوركورانه تقليد كرد چرا كه با انتخاب و اتخاذ سوپراستارهاي جذاب مي توان جوانهاي احساساتي را به همراه معشوقه هايشان در آخر هفته جلب سينماها كرد و اين گونه اوقات فراغتشان را پر نمود تا ايشان راضي باشند.
اين گونه استفاده ابزاري از رسانه چه از نوع تلويزيون و چه از نوع سينما و تئاتر آن نه تنها هيچ راهي به سيماي مدرن ندارد بلكه سبب ايجاد سينماي باليوودي شده است كه مخاطب ايراني كاملاً با آن بيگانه شده است و بدين سبب سالن هاي سينماي ما هم كه روزي مملوء از جمعيت بود هم اكنون خالي از مخاطب گشته معيارهاي انتخاب بازيگر نيز تا حد انتخاب بازيگران زردي( از آنجا كه امروز نشريات زرد بسياري داريم به تازگي چند سالیست كه سينماگران از ترس اينكه نكند خداي ناكرده عقب بمانند دست به تهيه و انتشار بازيگران زرد در جامعه نموده اند. دستشان انصافاً درد نكناد!) چون هديه تهراني، مهناز افشار ، محمد رضا گلزار و... تنزل مي كند و همان طور كه بيان شد لغت جلوه هاي هنري به جلوه هاي ويژه تبديل مي شود آن هم از نوع فرا زميني و سوپرمني آن. به اين ترتيب رسانه ي تازه اي كه به وجود آورديم هم مخاطب را در آخر هفته به سالن سينما كشانده و هم فرصت را به تعدادي از فيلم سازان و بازيگران داده است تا كارهاي مزخرفي چون بوتيك- زهرمار (ببخشيد!)زهر عسل و.... را به جامعه عرضه كند و از نوع ملي آن نيز به تحليل و جهت دادن به سينماي برون مرزي ، آن هم به شكل هر چه قشنگ تر و خوشحال تر آن بپردازد. خوب البته چنين سينمايي متشكل از چنين بازيگران و كارگردانان فرا حرفه اي ناخداگاه آثار قشنگ و خوشحالي نظير مجردها و شارلاتان را عرضه مي دارد و سينماي قشنگ ما در عرصه ملي تبديل به رسانه ي قشنگ ما مي شود. راستي چه زيبا و قشنگ است رسانه ي قشنگ ما !
| لینک | جمعه ٢٠ آبان ،۱۳۸٤ - مازيار مسعوديان |
نمايی با مخاطب
دربارهی من:
بنام خالق هنر و زيبايی. نگارنده از آنجا که مدتی است بواسطهی علاقه در شاخهی هنرهای دراماتيک و نقد و تحليل و بررسی آثار سينمايی، کنکاش نمودهام، با اصرار اطرافيان و دوستانی که بنده به شخصه در مکتب اين اساتيد آموختهها اندوختهام، تصميم دارم اندک آموختهها و تجربيات خويش را در اختيار مخاطبان قرار دهم. باشد تا مورد استفادهی دوستان عزيز و بازديدکنندگان محترم قرار گيرد.
چارچوب فکری بلاگ حاضر:
سينمای امروز جهان در يک نگاه کلی به مثابه ظرفی محتوی آب و خاک آميخته به هم میماند که در اين برهه از زمان وظيفهی تحليلگر صاف نمودن اين آب و نشان دادن آب زلال -که همان هنر متعالی و واقعی میباشد- در منظر مخاطب است و البته به همين منوال تشخيص ناخالصیها -که همان هنر بیمايه میباشد- و صد البته انتقاد شديد به آنها بواسطهی قلم انديشه -که جزو وظايف يک تحليلگر هنر سينما بهحساب میآيد.
از اين نوع آخر که عرض نمودم چند سالی است که در سينمای ايران بهوفور يافت میشود و جالب آنکه دوستان عزيز نه تنها گوشه کنايهای هم به اين آثار وارد نمینمايند بلکه در خيلی جاها دست به تحسين و ستايش اينگونه اثرها هم میزنند. آيا واقعا سطح نازل اينگونه آثار را درک نمیکنند يا اينکه خود به کجراهه زدهاند؟ که اين باز جای بحث دارد.
پيامدها:
پيامد۱- قبلا از دوستان عزيزم جناب امير رحيم پور و جناب يحيا مسعودی نژاد، که بنده در مکتب اين اساتيد چه بسا تعليمها ديدهام کمال تشکر و قدردانی را دارم و اميد اينکه بتوانم مطالب خوبی را در مورد سينما در منظر سروران ارجمند بازديدکننده قرار دهم.
پيامد۲- تنها خواهشی که حقير از بازديدکنندگان محترم دارم و البته حق خود میدانم که اين درخواست را داشتهباشم، اين است که بنده را از نظريات خود مطلع سازند و انتقادهای وارده به اينجانب را صراحتا در قسمت نظرات تایپ بفرماييد و بدانيد که از خواندن آنها چه تحسين باشد و چه نقد منفی لذت خواهمبرد.
| لینک | جمعه ٢٩ مهر ،۱۳۸٤ - مازيار مسعوديان |

